تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل




ریحانی ها - شب سوم، دهه اول فاطمیه ،25 اسفند 1392 ، حجت الاسلام محسن ذاکری s

ریحانی ها - شب سوم، دهه اول فاطمیه ،25 اسفند 1392 ، حجت الاسلام محسن ذاکری

موضوعات
Category

محبوب ترین مطالب
Most visited Postss

لينك هاي روزانه
Daily Links

نظرسنجی
Poll

آیا کیفیت مطالب ارائه شده در وبلاگ مناسب است؟






چگونه مطالبی بهتر است که به وبلاگ اضافه شود؟








شما ریحان پایینی هستید یا ریحانی بالایی؟


کدهای اختصاصی
Code

آمار وبلاگ-وبگذر

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 58318
» بازديد ديروز : 5755
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ماه : 64073
» بازديد سال : 58317
» بازديد کل : 547937
» اعضا : 12
» مطالب : 1688

شب سوم، دهه اول فاطمیه ،25 اسفند 1392 ، حجت الاسلام محسن ذاکری


تاریخ انتشار پست : 25 اسفند 1392 بازدید : 519

بسم الله الرحمن الرحیم

شب سوم، دهه اول فاطمیه ،25 اسفند 1392  ، حجت الاسلام محسن ذاکری

الأمالي الصدوق‏[1] يَحْيَى بْنُ زَيْدِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ عَمِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْمُنْذِرِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ حُسَيْنِ بْنِ زَيْدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُمَرَ بْنِ عَلِيٍّ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ‏ يَا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَيَغْضَبُ لِغَضَبِكِ وَ يَرْضَى لِرِضَاكِ قَالَ فَجَاءَ صَنْدَلٌ فَقَالَ لِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنَّ هَؤُلَاءِ الشَّبَابَ يَجِيئُونَّا عَنْكَ بِأَحَادِيثَ مُنْكَرَةٍ فَقَالَ لَهُ جَعْفَرٌ ع وَ مَا ذَاكَ يَا صَنْدَلُ قَالَ جَاءُونَا عَنْكَ أَنَّكَ حَدَّثْتَهُمْ « إِنَّ اللَّهَ لَيَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ يَرْضَى لِرِضَاهَا»[2]  قَالَ فَقَالَ جَعْفَرٌ ع يَا صَنْدَلُ أَ لَسْتُمْ رَوَيْتُمْ فِيمَا تَرْوُونَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَيَغْضَبُ لِغَضَبِ عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ وَ يَرْضَى لِرِضَاهُ قَالَ بَلَى قَالَ فَمَا تُنْكِرُونَ أَنْ تَكُونَ فَاطِمَةُ ع مُؤْمِنَةً يَغْضَبُ اللَّهُ لِغَضَبِهَا وَ يَرْضَى لِرِضَاهَا قَالَ فَقَالَ لَهُ‏ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه‏[3]                                         ما، الأمالي الطوسي‏[4] الغضائري عن الصدوق عن يحيى‏ مثله‏

: على بن عمر از امام صادق و او از پدرانش، از على عليهم السّلام روايت كرده است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم خطاب به حضرت فاطمه عليها السّلام فرمود: اى فاطمه! همانا خداوند به غضب تو غضبناك و به خشنودى تو خشنود مى‏گردد. على بن عمر گويد: روزى صندل‏[5] نزد امام صادق عليه السّلام آمده و گفت: اى ابا عبد اللَّه! اين جوانان نزد ما آمده و به نقل از تو احاديث منكرى را نقل مى‏كنند. امام به او فرمود: چه حديثى را مى‏گويى اى صندل؟! گفت: براى ما مى‏گويند كه تو گفته‏اى: همانا خداوند به سبب غضب فاطمه غضبناك مى‏شود و به خشنودى او خشنود مى‏گردد؟ امام فرمود: اى صندل! آيا شما روايت نكرده‏ايد كه: خداوند به سبب غضب بنده مؤمنش غضبناك مى‏شود و به خشنودى او خشنود مى‏گردد؟ صندل گفت: آرى چنين است. امام فرمود: پس چرا انكار داريد از اينكه بپذيريد فاطمه عليها السّلام مؤمن باشد و خداوند به غضب او غضب كند و به رضاى او راضى گردد؟ صندل گفت: شما درست مى‏گوييد، به درستى كه خداوند خوب مى‏داند كه رسالت خود را در چه خاندانى قرار دهد.  علامه مجلسى گويد: شيخ طوسى نيز اين روايت را در امالى خود آورده و آن را از [ابن‏] غضائرى، و او از شيخ صدوق به طريق يحيى بن زيد[6] روايت نموده است. [7]

أمالي الطوسي‏[8] ابْنُ الصَّلْتِ عَنِ ابْنِ عُقْدَةَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يُوسُفَ الضَّبِّيِّ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى عَنْ جَعْفَرٍ الْأَحْمَرِيِّ عَنِ الشَّيْبَانِيِّ عَنْ جُمَيْعِ بْنِ عُمَيْرٍ قَالَ‏ قَالَتْ عَمَّتِي لِعَائِشَةَ وَ أَنَا أَسْمَعُ لِلَّهِ أَنْتِ مَسِيرُكِ إِلَى عَلِيٍّ ع مَا كَانَ قَالَتْ دَعِينَا مِنْكِ إِنَّهُ مَا كَانَ مِنَ الرِّجَالِ أَحَبُّ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص مِنْ عَلِيٍّ ع وَ لَا مِنَ النِّسَاءِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنْ فَاطِمَةَ ع‏[9]     جميع بن عمير گويد: شنيدم كه عمّه‏ام به عايشه گفت: منظور تو از اينكه با على عليه السّلام مخالفت كردى، چه بود؟ عايشه گفت: ما را واگذار و در اين باره چيزى مپرس كه از ميان مردان و زنان، در نزد پيامبر، كسى محبوبتر از على (ميان مردان) و فاطمه عليها السّلام (ميان زنان) نبود.[10]

تفسير القمي‏[11] إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً[12] قَالَ نَزَلَتْ فِيمَنْ غَصَبَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ حَقَّهُ وَ أَخَذَ حَقَّ فَاطِمَةَ وَ آذَاهَا وَ قَدْ قَالَ النَّبِيُّ ص مَنْ آذَاهَا فِي حَيَاتِي كَمَنْ آذَاهَا بَعْدَ مَوْتِي وَ مَنْ آذَاهَا بَعْدَ مَوْتِي كَمَنْ آذَاهَا فِي حَيَاتِي وَ مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِي وَ مَنْ آذَانِي فَقَدْ آذَى اللَّهَ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ‏ إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ‏[13] الْآيَةَ[14]

على بن ابراهيم قمى در تفسير خود، در باره آيه: «محققا كسانى كه خدا و رسولش را آزار رساند، خداوند آنها را لعنت كرده و عذاب سختى را براى آنان مهيّا نموده است» گويد: اين آيه در باره كسانى نازل شده است كه حقّ على را غصب نمودند و حقوق فاطمه را زير پا نهاده و او را اذيت نمودند، كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گفته است: هر كه فاطمه را در زمان حيات من اذيت و آزار نمايد مثل آن است كه او را بعد از مرگ من مورد اذيت قرار داده باشد و كسى كه او را بعد از مرگم مورد آزار قرار دهد مثل آن است كه او را در زمان حيات من اذيت كرده باشد، و هر كه او را آزار رساند مرا اذيّت كرده و هر كه مرا اذيت كند خدا را اذيت كرده است چرا كه خداوند متعال فرمايد: «هر كه خدا و رسولش را آزار رساند ...» تا آخر آيه.[15]

 

 

حضرت فاطمه عليها السّلام نشسته بود[16]  و با آسيايى كه در مقابلش بود جو آسيا مى‏كرد و دسته آسيا خون آلود بود، و در اين حال حسين در گوشه اطاق از گرسنگى بى‏قرارى مى‏كرد. من به فاطمه گفتم: اى دختر رسول خدا! پوست دستان شما مجروح شده در صورتى كه خادمه شما فضّه حاضر و بيكار است. فاطمه گفت: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به من توصيه كرده كه كار منزل يك روز به عهده من باشد و يك روز به عهده او، و نوبت كار او ديروز بوده است. سلمان گويد: به حضرت فاطمه گفتم: من بنده آزادشده پدر شما هستم، پس اجازه دهيد يا جو را آسيا كنم و يا اينكه حسين را ساكت كنم. و حضرت فاطمه گفت: من بر آرام كردن حسين تواناترم، تو آسيا كردن جو را عهده‏دار باش. من مقدارى از جو را آسيا كرده بودم كه پس از اذان، اقامه نماز گفته شد، برخاستم و نمازم را با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به جاى آوردم، هنگامى كه از نماز فارغ گرديدم آنچه را كه ديده بودم براى على عليه السّلام تعريف كردم، پس او گريه كرد و خارج شد و پس از مدّتى بازگشت در حالى كه خندان بود، پيامبر علّت خنده را از على عليه السّلام پرسيد و او گفت: نزد فاطمه رفتم، او را ديدم كه بر قفا خوابيده و حسين بر روى سينه‏اش به خواب رفته است و آسيايى كه در مقابل او بود به خودى خود كار مى‏كرد. پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم لبخندى زد و فرمود: اى على! تو مى‏دانى كه خداوند فرشتگان زيادى در زمين دارد كه تا روز قيامت محمّد و آل محمّد را خدمت خواهند كرد. [17]

 

المناقب:[18] قُوتُ الْقُلُوبِ عَنْ أَبِي طَالِبٍ الْمَكِّيِّ وَ الْأَرْبَعِينُ عَنْ أَبِي صَالِح‏[19]الْمُؤَذِّنِ- وَ فَضَائِلُ الصَّحَابَةِ عَنْ أَحْمَدَ بِالْإِسْنَادِ عَنْ سُفْيَانَ وَ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ أَبِي الْجَحَّافِ عَنْ جُمَيْعٍ عَنْ عَائِشَةَ أَنَّهُ قَالَ عَلِيٌّ لِلنَّبِيِّ ص لَمَّا جَلَسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ فَاطِمَةَ وَ هُمَا مُضْطَجِعَانِ أَيُّنَا أَحَبُّ إِلَيْكَ أَنَا أَوْ هِيَ فَقَالَ ص هِيَ أَحَبُّ إِلَيَّ وَ أَنْتَ أَعَزُّ عَلَيَّ مِنْهَا

عايشه گويد: يك روز رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در بين على و فاطمه عليهما السّلام نشسته بود، پس على عليه السّلام به پيامبر گفت: كدام يك از ما در نزد شما محبوبتر است؟

رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: فاطمه عليها السّلام محبوبتر و تو عزيزتر مى‏باشى‏[20].

 

 

 



[1] امالى صدوق، ص 313 و 314 م 61 ح 1.

[2] این قسمت که متن روایت معروفه است در این منابع آمده است : _
عيون اخبار الرضا عليه السّلام، ج 2 ص 46 و 47 ح 176- صحيفة الرضا عليه السّلام، ص 45 ح 22- بشارة المصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم، ص 208- مقتل الحسين عليه السّلام، ج 1 ص 52- اعلام الورى، ص 149- تبصرة العوام، ص 224- كامل شيخ بهائى، ج 1 ص 172- كنز العمال، ج 12 ص 111 شماره 34237- امالى صدوق، ص 313 و 314 ح 1- احتجاج، ج 2 ص 254 و 255- مناقب ابن مغازلى، ص 351 و 352- روضة الواعظين، ج 1 ص 149- امالى شيخ طوسى، ص 439- شرح الاخبار، ج 3 ص 29- مناقب ابن شهر آشوب، ج 3 ص 372- المنتخب، ص 1- تقريب المعارف، ص 141- نفحات اللّاهوت، ص 79- عوالى اللّئالى، ج 4 ص 93- مجمع البيان، ج 1 ص 453- المدهش، ص 129- جلاء العيون، ج 1 ص 131- بحار الانوار، ج 21 ص 279- بحار الانوار، ج 43 ص 54- عوالم العلوم، ج 11 ص 119 و 122- كنوز الحقائق: مناوى، ص 32- اخبار الدول: قرمانى، ص 87- عوالم العلوم، ج 11 ص 56 شماره 12 و 13

 

 

[3] مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) ترجمه روحانى - تهران، چاپ: اول، 1379 ش. ص 200

[4] امالى شيخ طوسى، ص 439.

[5] وى صندل بن محمّد بن حسن انبازى از معاصران امام صادق و امام كاظم عليهما السّلام مى‏باشد.

[6] مثل آنچه كه در امالى صدوق آمده است.

[7]  امالى شيخ صدوق، ص 313 و 314 م 61 ح 1، امالى شيخ طوسى، ص 439- مناقب ابن مغازلى، 351 و 352 ح 401- روضة الواعظين، ج 1 ص 149- شرح الاخبار، ج 3 ص 29 ح 969- بحار الانوار، ج 43 ص 29 شماره 12- عوالم العلوم، ج 11 ص 57 و 58 شماره 14 و 15 و شبيه آن در شماره 68 آمده است.

[8] امالى شيخ طوسى، ص 340 و 341.

[9] و مراجعه شود به:

- سنن ترمذى، ج 5 ص 701 شماره 3874- مستدرك حاكم، ج 3 ص 167 شماره 4731- مستدرك حاكم، ج 3 ص 171 شماره 4744- المعجم الكبير، ج 22 ص 403 شماره 1008- ترجمة الامام على عليه السّلام من تاريخ دمشق، ج 2 ص 163 شماره 642- ترجمة الامام على عليه السّلام من تاريخ دمشق، ج 2 ص 164 و 165 شماره 643- 645- ترجمة الامام على عليه السّلام من تاريخ دمشق، ج 2 ص 166 و 167 شماره 647- 649- ترجمه الامام على عليه السّلام من تاريخ دمشق، ج 2 ص 168 و 169 شماره 649- 652- مناقب خوارزمى، ص 79 شماره 63- مقتل الحسين، ج 1 ص 57- خصائص: نسائى، ص 109- شرح الاخبار، ج 3 ص 55 شماره 975- الجوهرة، ص 17- مناقب ابن شهر آشوب، ج 3 ص 379- الابانة: عكبرى، به نقل ابن شهر آشوب از آن- اخبار فاطمة: ابو على صولى، به نقل ابن شهر آشوب از آن- كشف الغمة، ج 2 ص 88- اسد الغابة، ج 5 ص 522- الاصابة، ج 4 ص 375- استيعاب، ج 2 ص 751- مناقب الامام امير المؤمنين: صنعانى، ج 2 ص 194 شماره 666- خصائص الوحى المبين، ص 77 شماره 48- تفسير ثعلبى، ج 3 ص 139 فرائد السمطين، ج 1 ص 367- شواهد التنزيل، ج 2 ص 62 شماره 684- معجم الشيوخ: ابو يعلى موصلى، ص 178- تاريخ جرجان، ص 213 شماره 329- سير اعلام النبلاء، ج 2 ص 125- ذخائر العقبى، ص 62- نظم درر السمطين، ص 102- الصواعق المحرقة، ص 72- مشكاة المصابيح، ج 3 ص 258- الرياض النضرة، ج 2 ص 161- تاريخ بغداد، ج 11 ص 430- تاريخ الخلفاء الرّاشدون، ص 23- مسند فاطمة الزهراء، ص 64 شماره 154- المتّفق و المفترق: خطيب بغدادى، به نقل مسند سيوطى از آن- جامع الاصول، ج 9 ص 125 شماره 6671- عوالم العلوم و المعارف، ج 11 ص 59 شماره 1 و 3- فضائل العشرة: ابو السعادات، به نقل مناقب ابن شهر آشوب از آن- فضائل الصحابه: سمعانى، به نقل مناقب از آن- قوت القلوب: ابو طالب مكّى، به نقل مناقب از آن- بحار الانوار، ج 40 ص 120 شماره 7- ينابيع المودّة، ص 166 و 172 و 204- النقض على العثمانية، ص 310- عقد الفريد، ج 2 ص 194.

[10] مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) ترجمه روحانى - تهران، چاپ: اول، 1379 ش. ص 207

[11] ( 1) تفسير قمى، ج 2 ص 196.

[12] ( 2) سوره احزاب، آيه 57.

[13] ( 3) سوره احزاب، آيه 57.

[14] ( 4) و مراجعه شود به:

- تفسير نور الثقلين، ج 4 ص 305 شماره 237- عوالم العلوم، ج 11 ص 52 ب 3 شماره 1.

[15] مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) ترجمه روحانى - تهران، چاپ: اول، 1379 ش. ص 214

[16] الخرائج و الجرائح، ج 2 ص 530 و 531 ح 6.

[17] و مراجعه شود به:

- الثاقب في المناقب، ص 290 و 291 شماره 248- روضة الواعظين، ج 2 ص 282- مناقب ابن شهرآشوب، ج 3 ص 385 و 386- بحار الانوار، ج 43 ص 86 ضمن شماره 8، به اختصار- بحار الانوار، ج 43 ص 45 ضمن شماره 44- اخبار فاطمة: ابو على صولى، به نقل مناقب ابن شهر آشوب- فضائل العشرة: ابو السعادات، به نقل مناقب ابن شهرآشوب.

 

[18] ( 3) مناقب ابن شهر آشوب، ج 3 ص 379 به نقل از:. 1. قوت القلوب، ابو طالب مكى 2. اربعين: ابو صالح مؤذن 3. فضائل الصحابه: احمد بن حنبل.

[19] مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) ترجمه روحانى - تهران، چاپ: اول، 1379 ش.

[20] ( 1) و مراجعه شود به:

- مسند حميدى، ج 1 ص 22 شماره 38- خصائص نسائى، ص 125- كفاية الطالب، ص 308 و 309- مقتل الحسين، ج 1 ص 68 و 69- سنن ابن شعبه خراسانى، ج 3 ص 167- فضائل فاطمة الزهراء: ابن شاهين، ص 46- اسد الغابة، ج 5 ص 522- ذخائر العقبى، ص 29- تذكرة الخواص، ص 275 و 276- مجمع الزوائد، ج 2 ص 202- المعجم الاوسط، طبرانى، به نقل سيوطى در مسند الزهراء- مسند فاطمة الزهراء، ص 56 شماره 106- نظم درر السمطين، ص 183- دلائل النبوة: بيهقى، به نقل زرندى در نظم درر السمطين- صواعق المحرقة، ص 189- ترجمة امير المؤمنين من تاريخ دمشق، ج 1 ص 228 شماره 292- المعجم الكبير، ج 11 ص 55 شماره 11063 الفائق زمخشرى، ج 1 ص 269- فرائد السمطين، ج 2 ص 91- كنز العمال، ج 13 ص 117 شماره 36379.

- منتخب كنز العمال، ج 5 ص 39 و 397.

نظرات
نظرات مرتبط با این پست
نام :
ایمیل :
وب سايت :
کد تاييد :        
متن دیدگاه :

تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد